اینجا میگم اما... سلام وقتی خوشحالم که حرفام نوشتن نداره،وقتی که غمگینم هم حالشوندارم بنویسم،وقتی میام که دلم میخواد حرف بزنم.اما ...نه که فک کنین دوستام...من نوکردوستامم هستم.گرچه نوکری کردنام قشنگ نیس،بلدنیستم درست نوکری کنم.دوستام همیشه از من سرن.اگه بلد بودم دوستی که عزیزتراز...بگذریم.این حرفا سودش چیه؟میخواستم بگم اماگاهی بعضی حرفا رو به هیچکی نمیشه زد،اونوقته که ازتنهایی گله میکنی. وقتی که بالامو باز میکنم ودوتا قدم وپرش...اونقد زوداوج میگیرم که همه میگن دروغه،اما همین که میرم بالا چیزا
برچسب:
نویسنده: مریم محمودی
تاريخ: شنبه
31 مرداد
1405 ساعت: 2:15